کد مطلب: 18764
Share/Save/Bookmark

یک فیلم کابوی

 
يکشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۹
 
ايتنا - اتفاقات اخیر در بازار ایران به ویژه بازار موبایل علاء‌الدین، نشان داد که مي‌توان با دستمایه‌های وطنی هم فیلم‌های گانگستری پر ضد و خورد و البته پر مغزی ساخت.


ساحره چمنی - ساخت یک فیلم سینمایی با تم کابوی یا فیلم‌های گانگستری، کار ساده‌ای نیست، سهل و ممتنع است.
فیلمسازان بزرگ معمولا فیلم‌های کابوی مطرح می‌سازند. منظورم آن دسته فیلم‌هایی است که در پس یک ماجرای داستانی که در غرب وحشی اتفاق مي‌افتد، لایه‌های متعدد داستانی تعبیه مي‌کنند.
اما اتفاقات اخیر در بازار ایران به ویژه بازار موبایل علاء‌الدین، نشان داد که مي‌توان با دستمایه‌های وطنی هم فیلم‌های گانگستری پر ضد و خورد و البته پر مغزی ساخت.
بگذارید نشان دهیم با چه دستمایه‌هایی مي‌توان کابوی ایرانی ساخت:

زمینه داستانی: روزی روزگاری افزایش کارشناسی نشده تعرفه واردات گوشی تلفن همراه از ۴ به ۲۵ درصد موجب مي‌شود که سودجویان، همچون جویندگان طلا به جان بازار موبایل بیفتند.
این گروه خشن آنچنان بلایی بر سر بازار منظم تلفن همراه مي‌آورند که همچون فیلم‌های آخرالزمانی، خرابه‌ای متروک از این بازار باقی مي‌ماند.

شخصیت پردازی: این داستان شخصیت‌های متعددی دارد. وارد کننده قانونی موبایل همان مزرعه‌داری است که مزرعه‌اش مورد تاخت و تاز راهزنان (قاچاقچیان موبایل) قرار گرفته، از نفس افتاده، اسلحه‌اش را غلاف کرده و فعلا به آب باریکه‌ای که به مزرعه‌اش مي‌رسد رضایت داده است.
قاضی داستان، شخصی خودمحور است که نمي‌خواهد قبول کند تصمیمات غلط او پای راهزنان را به شهر (بازار موبایل) باز کرده و گروه محدودی از شهروندان (فروشندگان) هم که از سوی راهزنان تطمیع شده‌اند، به همکاری با آنان رضایت داده‌اند.
از سوی دیگر کلانتر و معاونانش راهی ندارند جز اینکه هر از چند گاهی، بی آنکه امیدی به قطع دست راهزنان داشته باشند، به شهر بریزند و با شهروندان فریب خورده برخورد مسلحانه بکنند. برخوردهایی که گاه از سوی فریب خوردگان با مقابله به مثل مواجه مي‌شود، کمین مي‌کنند و ...

و در نهایت راهزنان که نشسته‌اند و لذت این آشفته بازار را مي‌برند، عنقریب است که خط آهن هم بکشند از خود چین و امارات تا قلب شهر آخر‌الزمانی.

پایان بازي: قاضی بر اثر یک اتفاق به خود مي‌آید. بازنشسته مي‌شود. قهرمان داستان وارد مي‌شود و تصمیم مي‌گیرد یک تنه به قلب مقر راهزنان بزند.
یا اینکه شهر، تا ابدالدهر آخرالزمانی باقی مي‌ماند.